لحظه لحظه شرم را روی شرم می‌چینم خانه‌ام در شرماشرمِ حضور تو خراب می‌شود.

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!



برچسب‌ها: سفرنامهٔ نیویورک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اردیبهشت1393ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط محمدصادق رسولی  | 

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


برچسب‌ها: همسفر شراب, سفرنامهٔ امریکا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1392ساعت 5:56 قبل از ظهر  توسط محمدصادق رسولی  | 

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


برچسب‌ها: سفرنامهٔ نیویورک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1392ساعت 8:49 قبل از ظهر  توسط محمدصادق رسولی  | 

برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!


برچسب‌ها: سفرنامهٔ نیویورک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 آبان1392ساعت 5:42 قبل از ظهر  توسط محمدصادق رسولی  | 


دیگر غرور جاده‌ها را گل بگیرید

تقویم‌ها را مُهر شد باطل بگیرید


از مزرعه تنها مترسک مانده و بس

آتش بر این صحرای بی‌حاصل بگیرید


دریا پریشان می‌شود وقتی که شب‌ها

مهتاب را از خلوت ساحل بگیرید


این کاروان درجا زده در ماندن خویش

جان را ز جان خستهٔ محمل بگیرید


در کوره‌راه ماندن و تردید رفتن

باید غبار از جان ناقابل بگیرید


وقتی که چشمی جاده‌ها را بی‌قرار است

لختی سراغ از یادگار دل بگیرید


تابستان ۱۳۹۲

سانی‌ویل، کالیفرنیا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 شهریور1392ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط محمدصادق رسولی  |